زمین و زمان به هم میخوره هزارتا فکر
حالا اون مادر که سفره انداخته منتظره بچش از دانشگاه بیاد ..
بعد بهش میگن
دانشجوت داخل دانشگاه تصادف کرده برو جسدش رو تحویل بگیر
برچسب:
نویسنده: روژان زارعی
خواب به چشمام نمیاد الان تا اینکه بشینم پشت فرمون میگه الان وقت خوابته
کی حوصله داره ساعت 3شب رانندگی کنه
آخه خدا
برچسب:
نویسنده: روژان زارعی
دیشب تو جریان استخر که با جمع داداش ها رفته بودیم شیطنت ما گل کرد یه تونل ب اب سرد بود که توش اب سرد فواره میکرد از بالا به پایین تو میونه تونل یکی از فواره ها به شدت میزد یعنی ادم اگه زیر اب میموند پ
برچسب:
نویسنده: روژان زارعی
نمیدونم پدر شمام اینجوریه
وسط سریال مورد علاقش چرت میزن
وسط سریال مورد علاقه ما هم چرت میزنه
فقط اینجاش که وسط سریال مورد علاقه ما بیدار میشه راحت تلویزیونو خاموش میکنه

برچسب:
نویسنده: روژان زارعی
حالا این کیش هم معما شده ها
میگم هر چند هرکی دست تو کار این کار بود اخراج شده حالا خواستن یه حالی بدن به ملت

اما اگه یه نظر سنجی کنن فکر کنم
آمار بینندگان برنامه تلویزیونی کیش بالا رفته
تو این همه بدبختی حالا اینو کجای دلم بزارم
برچسب:
نویسنده: روژان زارعی
چه بسا تو یه خانواده ای یکی ظالم میشه اون یکی مظلوم
یکی مثبت اندیش یکی منفی نگر
یکی واقع و آینده نگر یکی ....
برچسب:
نویسنده: روژان زارعی
نمیدانم اخر این قصه به کجا می انجامد غالب و مغلوب کیست؟؟
برچسب:
نویسنده: روژان زارعی
به روز رساندن شب
گاهی فکر میکنم اونهایی که عینک و سمعک دارند چقدر راحتند
سمعک را بر میدارد و چیزی نمیشنود
عینک رابرمیدارد و چیزی نمیبیند
برچسب:
نویسنده: روژان زارعی
ابر با اخم تو بارید
خورشید غروب کرد
وقتی که تو را دید
برچسب:
نویسنده: روژان زارعی
و نصف اینایی که خدا قبول نداره ما قبول نداریم
برچسب:
نویسنده: روژان زارعی